تبليغاتX

امام نقی،

یا حصر خانگی بود

یا سلول انفرادی...

این اواخر

مجبورش کردند

وسط زندان برای خود قبری بکند....


برچسب‌ها: امام نقی, حصر, سلول, قبر
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 0:36  توسط عین لام  | 

اختلاس

حیف شد

ستادهای مردمی انتخابات بعدی

به جرم اختلاس دادگاهی شده اند

این روزها


برچسب‌ها: سیاسی, انتخابات, اختلاس, ستاد
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 0:32  توسط عین لام  | 

غار حراء

سلول انفرادی اش شده بود غار حراء
برچسب‌ها: امام نقی, سلول, حرا
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 0:28  توسط عین لام  | 

روز نحس

به سزای عملش رسید.

می گفت "چه روز نحسی...!!!"



برچسب‌ها: نحس, سزا, عمل
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 0:14  توسط عین لام  | 

احادیث جعلی...

جمعیت تقلا می کردند...

نوک زبان را به بینی بزنند.

متعجب پرسیدم "چه خبر است این جا؟"

گفتند "مگر نشنیدی ؟

روایت است هرکه چنین کند

جهنمی نیست!!"


این قوم  را هدایت کردند

فقط کار اوست،

کار امام نقی...



برچسب‌ها: امام نقی
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 0:8  توسط عین لام  | 

رازهای تبعید...

می دانست با دور کردن مردم از او

انحراف متولد خواهد شد.

پس  تبعیدش کرد...



برچسب‌ها: امام نقی, تبعید, انحراف, تولد
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 23:59  توسط عین لام  | 

سحر

دروغهای راستی می گویم....



برچسب‌ها: دروغ
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 23:8  توسط عین لام  | 

تعریف

تعریف کردنت
مثل باد زدن زغال های منقل است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 21:16  توسط عین لام  | 

بخوان حسین

برایش گفته بودند

قرآن خوانده ای سر به نی...

از خشم دهانش کف کرده بود

فریاد می زد

"دروغ است دروغ

اینها افسانه هایی  است که علوی ها ساخته اند

به شما ثابت خواهم کرد

خیزرانم کجاست؟"

چنین شد

که خیزران به لب و دهانش می زد

با حرص خوردن می گفت

"بخوان حسین

بخوان..."


برچسب‌ها: امام حسین, روضه
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 1:25  توسط عین لام  | 

غسل مس میت

وقتی در آغوش من

نگاهت به دیگری بود،

بر من واجب شد

غسل مس میتی...



برچسب‌ها: عاشقانه ها, آغوش, من, غسل
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:39  توسط عین لام  | 

چک نویس وصیت نامه ...

از این که همدیگر را نفهمیدیم...

خوشحالم، بس زیاد.

چرا که فهمیدنت ، جز رنج حاصلی نداشت .

فهم اینکه چقدر بچه ای عزیرکم.

راستی هنوز دوست داری ملوسک این و ان باشی؟


فقط خواهش می کنم پس از مرگم
ادای از دست دادنم را در نیاوری

و خاطرات تلخ باهم بودنمان را

که بعد از مرگ برایت شیرین می شود

برای این و آن نقل نکنی

بگذار کثیف نکنم کفنم را
چرا که شدیدا حالم بهم می خورد
از احترام گذاشتن های تشریفاتی و

محبت های زورکی و نمایشی...

بی مهری هایت را با خود پیش خدا خواهم برد

پرونده ای است قطور

خدا را به شما می سپارم
قدرش را کمی بیشتر  بدانید.



برچسب‌ها: وصیت, من, تو
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:3  توسط عین لام  | 

اول مظلوم عالم

کنار آن محرابی که بر فرقش زدند...

یادبودی ساخته اند برای ابن ملجم...

به پاس کشتن علی...


برچسب‌ها: امام علی
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:51  توسط عین لام  | 

من وتو

شباهت من با تو

مثل روزهای فرد و زوج است!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 21:13  توسط عین لام  | 

امید

از "امید" بترس...

که تو را دنبال خویش خواهد کشاند...

و ناگهان غیبش می زند!

و در گوشه ای که نمی بینی اش

به ناامیدی ات می خندد

عجیب لذت می برد از این کار

چرایش را نمی دانم!

 از ناامیدان پرسیدم

شهادت دادند

بی امید زندگی کردن

بهتر است تا با امید بودن!!


+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 20:35  توسط عین لام  | 

مهندس شما

+فلسفی پس از ناکامی در  انتخابات گفت:

ما همیشه در صحنه هستیم و عدم راه یابی به مجلس باعث نمی شود که میدان را خالی کنیم...

...پی نوشت...

پشتکارت جای تقدیر دارد مهندس

به نظر این کمترین ،نمایندگان محترم مجلس نهم

قانونی تصویب کنند تا آنان که چندین دوره در انتخابات کاندید می شوند

و ناکامی نصیبشان...

یک دوره بدون شرکت در انتخابات

اذن ورود به بهارستان را بگیرند و

بشوند آقای نماینده!

تا شاید  تقدیری باشد از زحمات و

 پشتکارشان

مثل مهندس شما.


برچسب‌ها: سیاسی, اهواز, انتخابات
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 17:56  توسط عین لام  | 

من و تو

من بی تو

تو بی من

عادت کردیم به بی هم بودن...

روزی تصورش هم عذاب بود..

یادت هست یا نه؟

البته می دانم جوابت " نه" است مثل این اواخر...

چرا که مرور کردن خاطرات باهم بودنمان

بی کلاسی است.

خوش باش که  آن روزها دیگر برنمی گردد..

روزهای باهم بودن.

من با تو

تو با من



برچسب‌ها: من, تو, عاشقانه ها
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 20:56  توسط عین لام  | 

مهمان

داشت غذا می خورد پسر مرجانه...

که سر را اوردند!

با خنده می گفت:

"بفرما

حسین

از خودت پذیرایی کن"



برچسب‌ها: امام جسین, روضه
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 20:45  توسط عین لام  | 

فیلم

می ترسم اگر کربلا هم بودیم ظهر روز دهم...

فیلم می گرفتیم با گوشی های

چندمگاپیکسلی یمان ...!!


برچسب‌ها: امام حسین
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 20:42  توسط عین لام  | 

یادداشتی برای فرمانده ی دیروز

+ دانشگاه شهید چمران

مجری: آیا شما حوادث  بعد از انتخابات را فتنه می دانید یا اعتراض؛

محسن رضایی:

بنده آنها را تخلف واعتراض میدانم

و اگر مسولان نظام با سو مدیرت با آن بر خورد نمی کردند فتنه بوجود نیامده بود.


...پی نوشت:

هنوز دوزاری اش نیفتاده آقای فرمانده

با اینکه "فتنه" ادبیات متداول مقام معظم رهبری بوده وهست

فرمانده سابقمان خواب تشریف دارند

هنوز که هنوز است می گوید "اعتراض"

وجالبتر اینکه فتنه را محصول سوئ مدیریت نظام می داند...

فقط می گویم آقا محسن،

کاش شهادت قسمتت می شد در جنگ

تا برایمان اسطوره می ماندی

و این روزهایت را نمی دیدیم.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 19:33  توسط عین لام  | 

قابض روح

در مراسم خاکسپاری روحش شرکت کردم

خودش هم آنجا بود،شادوخندان

و بعدها جسمش را تشییع کردیم.

خیلی ها اینگونه اند...

با دست خود ، روحشان را دفن می کنند.




+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 13:24  توسط عین لام  | 

خوش حال

چقدر خوش حال شدم

وقتی شنیدم،

 چند طبقه دارد  جهنم

خوش حال از اینکه،

انجا دیگر باهم نیستیم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 13:15  توسط عین لام  | 

فهم

هل من ناصرت یعنی "کسی نیست تا

حرف مرا به این جماعت بفهماند..."

حسین کشته کج فهمی و نفهمی هاست...


برچسب‌ها: امام حسین
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 13:9  توسط عین لام  | 

متوکل خبیث

به آب می بندد

و شخم می زند تا اثری نماند از  مزار حسین

حالا امام نقی با چنین کسی روبروست

با متوکل ملعون...

دشمن درجه یک علی و فرزندانش...


برچسب‌ها: امام نقی, متوکل, امام حسین
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 2:9  توسط عین لام  | 

دروغ

"دوستت دارم"

کوچکترین دروغ زندگی ات بود به من

و

"فراموشت خواهم کرد"

بزرگترین دروغ زندگی ام  بود  به تو


برچسب‌ها: دروغ, زندگی, عاشقانه ها
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 1:44  توسط عین لام  | 

گریه

برای من گریه خواهی کرد...

اشک قاتل بر مقتول دیدنی است!


برچسب‌ها: گریه, قاتل, مقتول
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 1:36  توسط عین لام  | 

درد

خانه اهل درد است بهشت...


برچسب‌ها: درد, بهشت
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 0:58  توسط عین لام  | 

افت

می گفت هیئتی است...

ولی نمی دانم چرا  اهل دود بود!

گفتمش"چشمانت را ببند

حسین یا یزید

کدام را پای قلیان می بینی؟!"


برچسب‌ها: هیئت
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 0:57  توسط عین لام  | 

دشمنی،

دشمنی از این جا آغاز شد/قلبم را می خواست/قلبی که مال دیگری بود.


برچسب‌ها: قلب, عاشقانه ها
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 2:50  توسط عین لام  | 

چاپلوس

سزای محبت های من، چاپلوسی نبود...

حالا از آن همه تملق، جز دروغ و تزویر

چیزی مانده؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 0:35  توسط عین لام  | 

پرچم

تاریخ پرچم باز می گردد

به پس از آن ده سوار

که تاختند بر جسم شریفت...

چنان که باد هم تکان می دهد تو را...


برچسب‌ها: امام حسین, روضه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 0:12  توسط عین لام  |